عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت... مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: " گاهی یادم میرود که هستی ، کاش بیشتر نسیم می وزید... "

آمار مطالب

:: کل مطالب : 281
:: کل نظرات : 613

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 21

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 12
:: بازدید هفته : 61
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 736
:: بازدید کلی : 736

RSS

Powered By
loxblog.Com

خدایا.. تقدیر دوست عزیزم را زیبا بنویس تا جز لبخند از او نبینم..

طنز: کل کل دو شاعر
پنج‌شنبه 04 دی 1404 ساعت 16:08 | بازدید : 1168 | نوشته ‌شده به دست 1ta | ( نظرات 0 )

 کل کل جالب و خواندني دوتا شاعر در مورد مرد و زن


 کل کل جالب و خواندني دوتا شاعر در موردمرد و زن!!  

خانم ناهید نوری :

 

به نام خدایی که زن آفرید 


حکیمانه امثال ِ من آفرید

 

خدایی که اول تو را از لجن 


و بعداً مرا از لجن آفرید !



برای من انواع گیسو و موی


برای تو قدری چمن آفرید !



مرا شکل طاووس کرد و تورا

 
شبیه بز و کرگدن آفرید !



به نام خدایی که اعجاز کرد


مرا مثل آهو ختن آفرید



تورا روز اول به همراه من


رها در بهشت عدن آفرید



ولی بعداً آمد و از روی لطف 


مرا بی کس و بی وطن آفرید



خدایی که زیر سبیل شما 


بلندگو به جای دهن آفرید !



وزیر و وکیل و رئیس ات نمود


مرا خانه داری خفن آفرید



برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب 


شراره ، پری ، نسترن آفرید



برای من اما فقط یک نفر 


براد پیت من را حَسَنْ آفرید !



برایم لباس عروسی کشید

 
و عمری مرا در کفن آفرید



به نام خدایی که سهم تو را 


 مساوی تر از سهم من آفرید





پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :



به ‌نام خداوند مردآفرین 


که بر حسن صنعش هزار آفرین



خدایی که از گِل مرا خلق کرد

 
چنین عاقل و بالغ و نازنین



خدایی که مردی چو من آفرید


و شد نام وی احسن‌الخالقین



پس از آفرینش به من هدیه داد

 
مکانی درون بهشت برین



خدایی که از بس مرا خوب ساخت

 
ندارم نیازی به لاک، همچنین



رژ و ریمل و خط چشم و کرم

 
تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین



دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست


 نه کار پزشک و پروتز، همین !



نداده مرا عشوه و مکر و ناز


 نداده دم مشک من اشک و فین!



مرا ساده و بی‌ریا آفرید


جدا از حسادت و بی‌خشم و کین



زنی از همین سادگی سود برد 


به من گفت از آن سیب قرمز بچین



من ساده چیدم از آن تک‌ درخت


و دادم به او سیب چون انگبین



چو وارد نبودم به دوز و کلک 


من افتادم از آسمان بر زمین



و البته در این مرا پند بود


که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین



تو حرف زنان را از آن گوش گیر 


و بیرون بده حرفشان را از این



که زن از همان بدو پیدایش‌ات

 
نشسته مداوم تو را در کمین !

 

شما با کدام یک موافق هستین؟

خواهشا بی نظر این وب را ترک نکن

باعضویتدر سایت خودتون مطلب در وب بگذارید

هر روز به ما سر بزنید و شاهد بهترین مطالب باشید

با عضویت در خبرنامه زیباترین مطالب را در ایملتان داشته باشید

خواهشا به هر پست سر میزنید امتیاز دهی کنید به صورت پایین هر پست



 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران