عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت... مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: " گاهی یادم میرود که هستی ، کاش بیشتر نسیم می وزید... "

آمار مطالب

:: کل مطالب : 281
:: کل نظرات : 613

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 21

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 8
:: باردید دیروز : 19
:: بازدید هفته : 56
:: بازدید ماه : 327
:: بازدید سال : 731
:: بازدید کلی : 731

RSS

Powered By
loxblog.Com

خدایا.. تقدیر دوست عزیزم را زیبا بنویس تا جز لبخند از او نبینم..

حكايات: اراده انسان
چهارشنبه 12 آبان 1389 ساعت 19:30 | بازدید : 1357 | نوشته ‌شده به دست 1ta | ( نظرات 0 )

کی از زندگی سیره پیشنهاد می کنم بخون 


کی از زندگی سیره پیشنهاد می کنم بخون  

 
دوستم هانسزیمر حادثه شدیدی با موتور سیکلت داشت و دست راستش از کار

افتاد 


" خوشبختانه من چپ دستم



او این را در حالی گفت که داشت با مهارت برایم یک فنجان چای می ریخت  


" چیز هایی که می توانم با یک دست انجام دهم شگفت آور است"



با وجود آن که انگشت های دستش را از دست داده بود در کم تر از یک سال آموخت

که با یک هواپیما پرواز کند  


اما یک روز در هنگام پرواز در یک منطقه کوهستانی ، هواپیمایش دچار مشکل

موتوری شد و سقوط کرد


 او زنده ماند ، اما از سر تا پا فلج شد . من او را در بیمارستان ملاقات کردم . او به

من لبخند زد  


گفت : "چیزمهمی اتفاق نیفتاده که خیلی مهم باشد . چه چیزی است که من باید تصمیم بگیرم که انجام دهم "



زبانم بند آمده بود  


فکر کردم که دوستم دارد فقط تظاهر می کند و وقتی که من بروم او شروع به گریه

کرده و به وضع خود تاسف می خورد .

 
این ممکن است همان چیزی باشد که او در آن روز انجام داد ، اما او هنوز تمام نشده

بود
 
زندگی هنوز بعضی شگفتی های ظریف برایش ذخیره کرده بود 


او زن زندگیش را در طی کنفرانس افراد معلول ملاقات کرد 


 
او یک سیستم نوشتن دیجیتال که به دستورات صوتی پاسخ می داد اختراع کرد و

 
میلیون ها کپی از کتابی که بسط سیستم جدید نوشته بود فروخت


 
 
 در پشت جلد کتابش این نکته کوتاه را نوشت : 


 
" قبل از آنکه فلج شوم ، می توانستم یک میلیون کار مختلف را انجام دهم ،


 اما اکنون فقط می توانم 990000 تای آن را انجام دهم 


 
اما چه شخص معقولی بخاطر 10000 چیزی که دیگر نمی تواند انجام دهد


 نگران است ، در حالی که 990000 تا باقیمانده است 


 

 

 

ممنون از انتخابت

خواهشا بی نظر این وب را ترک نکن

هر روز به ما سر بزنید و شاهد بهترین مطالب باشید

با عضویت در خبرنامه زیباترین مطالب را در ایملتان داشته باشید

خواهشا به هر پست سر میزنید امتیاز دهی کنید به صورت پایین هر پست

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران